طی یک ماه اخیر بحث نامزدی خاتمی بحث داغ محافل مختلف سیاسی و اجتماعی بود و در همین مدت تقریبا تمام چهرههای مهم دو جناح نظرات و استنباط خود از حضور و یا عدم حضور ایشان را در روزنامهها و سایتها اعلام کردند. من از جمیع مطالبی که منتشر شده به این نتیجه رسیدم که چهار گرایش اصلی در مورد نامزدی آقای خاتمی برای ریاست جمهوری وجود دارد.
1. دسته اول گروهی از اصلاح طلبان آیده آلیست هستند که در موضع انتقادی نه تنها خاتمی که به طور کل نیروهای برآمده از دوم خرداد را فاقد توانایی در جهت تحقق شعارها و اهداف اصلاح طلبانه میداند. استدلال این گروه مثل عباس عبدی این است که اقای خاتمی با وجود رای بالای مردم و هشت سال ریاست جمهوری و با وجود مجلس یکدست اصلاح طلب در کنار دولت نتوانست ایدههای خود از جمله جامعه مدنی را به اجرا در آورد و عملا با فرصت سوزی فضای سیاسی و اجتماعی کشور را آماده ظهور پوپولیسم و ریاست جمهوری احمدی نژاد کرد. این عده بر این باورند حتی در صورت حضور خاتمی و پیروز شدن وی در انتخابات اصلاح طلبان توفیقی نخواهند داشت بلکه دوباره با شکست در اهداف خود پرونده خود را برای همیشه بسته میشود و این یعنی پایان حیات سیاسی اصلاح طلبان. این گروه ترجیحشان ساماندهی و سازمان بخشیدن به گروههای اصلاح طلب است و و ایجاد پایگاههای مردمی و ساخت چارچوبهای فکری و نظری و انتظار برای فرصت مناسب جهت حضور در انتخابات.
2. دسته دوم گروهی هستند که بعد از شکست در انتخابات مجلس و ریاست جمهوری به این نتیجه رسیدند که در شعارها و عملکرد خود انعطاف بیشتری به خرج دهند و به دنبال راه چارهای برای ادامه حضور خود باشند. این گروه شامل دانه درشتهای اصلاح طلبان هستند که هدفشان از حضور خاتمی اولا رسیدن به قدرت و ثانیا همزیستی مسالمت آمیز با گروه رقیب با دادن امتیاز و ثالثا چانه زنی با نفر اول نظام جمهوری اسلامی برای رسیدن به بخشی از اهداف جناحی است. این گروه بیش از آنکه ایده آلیستهایی از دوره اول جبهه مشارکت باشند عمگرایانی مانند هاشمی رفسنجانی هستند به همین خاطر هیچ باکی ندارند که به طور کامل از مواضع اولیه خود عقب بنشینند. برای این گروه خاتمی نه تنها یک نامزد ریاست جمهوری که حتی یک منجی میتواند باشد.
البته ناگفته نماند یک گروه تازه تاسیس و دو سه ساله به نام حزب اعتماد ملی و با رهبری کروبی با سبقه اصلاح طلبی وجود دارد که بود و نبود خاتمی برایش مهم نیست و از سه سال پیش نامزدی آقای کروبی را اعلام کرده بود!!
3. دسته سوم شامل تمام گروهای اصولگرا از موتلفه اسلامی، جامعه روحانیت، مدرسین حوزه علمیه قم، آبادگران، راست سنتی و .... میباشند که حضور خاتمی برای آنها برابر است با تکرار هشت سال دوری از قدرت و انزوا. اصولگرایان به کمک شورای نگهبان با اجرای چند فقره انتخابات فرمایشی توانستند تمام ارکان قدرت را به دست آورده و رقیب را از صحنه سیاسی کشور بیرون کنند. اما محبوبیت خاتمی در بین توده مردم چیزی نیست که بتوان آن را نادیده گرفت. کابوس اصولگرایان حضور مجدد خاتمی در انتخابات است این را میتوان از عکس العمل شدید حسین شریعتمداری در روزنامه کیهان به خوبی درک کرد. برای اصول گرایان در صورت نامزدی خاتمی تنها گزینه مناسب برای نامزدی احمدی نژاد است چرا که هیچ کس دیگر در برابر خاتمی فرصت پیروزی ندارد.
4. شاید کسی فکر نمیکرد روزی متحدان و همفکران احمدی نژاد به این زودی به صف مخالفان او بپیوندند. این گروه که از چهرههای مهم جناح راست مدرن و میانه رو هستند جبهه پر قدرتی را تشکیل دادهاند تا به هر نحوی که ممکن است احمدی نژاد را به زیر بکشند از جمله هاشمی رفسنجانی، ناطق نوری، حسن روحانی، لاریجانی، ولایتی، احمد توکلی و... این گروه حتی برای خلاص شدن از رئیس جمهور فعلی حاضرند از خاتمی حمایت کرده و با اصلاح طلبان به ائتلافی موقت تن در دهند. این دسته حتی در صورت عدم حضور خاتمی مایلند تا با ائتلاف با اصلاح طلبان فردی معتدل و میانه رو را معرفی و از جعبه انتخابات بیرون بکشند. البته این فرد که مورد قبول هر دو طیف باشد هنوز پیدا نشده است. این گروه اندیشمندانه به این نتیجه رسیدهاند که ریاست جمهوری احمدی نژاد برابر است با بر باد رفتن اندک حیثیت جمهوری اسلامی و اندک منافع ملی باقی مانده. این گروه معتقدند حیات نظام به شکست احمدی نژاد بستگی دارد و حالا مهم نیست چه کسی پیروز میشود.
البته ناگفته نماند که یک سردار سابق و یک شهردار لایق هم هست که از حالا خودش را برای رقابت در انتخابات ریاست جمهوری آماده کرده است که تقریبا هیچ کس از او حمایت نمیکند : سردار مهندس دکتر خلبان شهردار قالیباف!!
وینی : اوهوم... تولدت مبارک!